![]() |
![]() |
|
| اين وبلاگ به آموزش و اطلاعات مورد نياز كشاورزان گيلاني اختصاص يافته است. |
|
Science of the rice plant, Vol. 3, Genetics, on page 163, Nori Kurata and Takeshi Omura كروموزوم ها و نقشه كروموزومي گياه برنج- قسمت اول مترجم: فردوس عادلي مسبب 1 – تحليل كروموزومي و نقشه كروموزومي كروموزوم ها حمل كننده ژن ها هستند. تحليل كروموزومي موجب شناسايي كروموزوم هاي منفرد به طريق نشانويژگي هاي ريخت شناختي، نظير طول، محل سانترومر (ميانپار )، تشخيص حضور و عدم حضور ماهواره ها و نواربندي متفاوت از نظر رنگ آميزي مي باشد. نوار بندي يك دسته از تمام كروموزوم هاي گونه ها و پروره هاي ( كولتيوارهاي ) خاصي به منظور تحليل نشانويژگي هايشان را تحليل هسته مون ( كاريوتايپ ) گويند. اين نوع تحليل، هنگامي كه در مرحله ستبرنواري ( Pachytene ) انجام مي شود، تحليل ستبرنواري نامند. از راه مقايسه نشانويژگي هاي ريخت شناختي اين كروموزوم ها به فراخور گونه ها و سويه ها يا تحليل جفت كننده هاي كروموزوم ستبرنوار يك دورگ بين زاداني ( Intergenomic )، درك تمايز و تكامل گونه ها و زادان ها امكان پذير خواهد شد. همچنين، از راه تناوب ريخت شناخي كروموزوم ستبرنوار مانند انشعاب دهندگي كروموزومي و تشكيل حلقه مي توان در مورد حذف، انتقال و دو برابر شوندگي يك ناحيه كروموزومي اطلاعاتي به دست آورد. البته، حذف كامل يا دوبرابر سازي كروموزوم ها، در تك تن ها ( Monosomics ) ( گياهان با كروموزوم منفرد ) يا در سه تن ها ( گياهان سه كروموزومي )، نيز از راه تحليل هسته موني قابل مشاهده است. اين تحليل ريخت شناختي كروموزوم ها، آميخته با تحليل سه تن هاست و تحقيق گروه هاي پيوسته زادشناختي كه در قسمت بعد توضيح داده خواهد شد، تعيين اين كه، گروه هاي پيوسته زادشناختي، كروموزوم ها را مكان يابي مي كند، امكان پذير است. درصورتي كه تحليل ستبرنواري تراجايي دو سويه ( reciprocal translocation ) ناجورتخم ها و تحليل زادشناختي نسل ها به هم هم راه شوند، تعيين اين كه ژن ويژه اي در چه ناحيه اي از يك كروموزوم قرار گرفته، ممكن خواهد گرديد. اگر ريخت شناسي كروموزوم ها تحليل شود و محل ژن تعيين گردد، توليد يك نقشه كروموزومي تحقيق پذير خواهد گرديدو يك نقشه كروموزومي را مي توان براساس اين روش رده بندي كلاسيك به دست آورد، ولي همان طور كه بعدا بيان خواهد گرديد، دورگ سازي مستقيم بين كروموزوم ها و ژن ها به صورت DNA كلون شده، دقت در تعيين جايگاه ژن را امكان پذير تر مي سازد. نويسنده اين مقاله، 2 يا 3 نتيجه مربوط به اين مسأله را در قسمت ديگري نشان خواهد داد. 1 – تاريخ مطالعه تحليل كروموزومي گياه برنج تاريخ تحليل كروموزوم برنج از سال 1910 هنگامي كه Kurata تعداد كروموزوم هاي اندامي اوريزا ساتيوا را 2n = 24 تعيين كرد، آغاز شده است. در حول و حوش سال 1930، اين نتايج با نتايج حاصل از مشاهدات كروموزوم هاي دوظرفيتي در خلال ميوز، توسط محققين ديگر آزمايش شد و تعداد كروموزوم هاي برنج مورد تأييد قرار گرفت. محققان متعددي آزمايش هايي در جهت شناخت كروموزوم هاي اندامي تمايزدهنده را از طريق ريخت شناسي هدايت كردند، اما به علت مشكل بودن آزمايش كروموزوم هاي برنج نتوانستند نتايج يكساني را به دست بياورند. زيرا كروموزوم هاي برنج داراي شكل منفرد و اندازه كوچك هستند. براي مثال، Rau در سال 1929 تعداد 12 جفت كروموزوم شامل 5 جفت بزرگ، 4 جفت متوسط و 3 جفت كوچك را گزارش دادند. Nadi در سال هاي 1936 و 1937 نشان داد، طول كروموزوم هاي اندامي يا بدني بين 0.7 μm و 2.8μm است، به طوري كهبلندترين جفت كروموزوم ها، پس ميانپار ( Metacentric ) بودند، كه دوجفت ماهواره داشتند و يكي از اين ها به هستك اتصال داشت. Seti در سال 1937 اعلان كرد، طول كروموزوم بين 1.2 μm و 2.7 μm است و اين طول از نظر ريخت شناختي، محل ميانپار ( سانترومر ) و نشانويژگي هاي ديگر در پروره هاي مختلف تفاوت دارد. Yasui در سال 1941 كروموزوم هاي يك گياه تك لاد را مشاهده كرد، گزارش داد كه طولي در حدود بين 2 μm و 5 μm را داراست و فقط دهمين كروموزوم طويل بوده و داراي ماهواره اي است. اين تحقيق توسط Hu ( 1958 ، 1960 ) و Ishii و Mitsukuri ( 1960 ) مورد تأييد قرار گرفت. پس از مقايسه گونه هاي جنس اوريزا توسط Hu ( 1961 ) گزارش شد كه تفاوتي در هسته مون وجود ندارد. چنين مشاهده اي توسط Biuharmont در سال 1962 از مقايسه بين 9 گونه به اثبات رسيد. محققان در گزارش خود درباره كروموزوم هاي اندامي، عدم توافق خود را در تفاوت 12 كروموزوم اعلام كردند. در حقيقت تا سال 1978 پيش رفتي صورت نگرفت، تا اين كه كوراتا، روش جديدي را براي شناسايي كروموزوم ارائه داد. نتايج اين تحقيق مربوط به كروموزوم هاي اندامي بود كه بعدا در جدول 1 -1 نشان داده خواهد شد. اين روش كه توسط كوراتا و همكاران رواج يافته در اين جا شرح داده خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم فروردین 1386ساعت 9:30 توسط فردوس عادلی مسبب |
|
|
اطلاعاتي درباره مصرف اقتصادي علف كش ها · در زمان مصرف علف كش، عمق آب 5 – 3 سانتي متر باشد. · خروج آب در روز بايستي كم تر از 3 سانتي متر باشد. · براي محاسبه مقدار ماده شيميايي مورد مصرف بايستي سطح مزرعه به طور دقيق تعيين شود. · براي پاشيدن يكنواخت مواد شيميايي بايستي تمام سطح مزرعه از آب پوشيده باشد. · پس از مصرف علف كش براي اطمينان از تنظيم آب بايستي آبياري را تحت نظر گرفت. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 20:55 توسط فردوس عادلی مسبب |
|
|
عوامل مؤثر در فعّاليت علف كش ها 1 - آبياري پس ازاستفاده از موادشيميايي علف هاي هرز پيش از اين كه سبز شوند، علف كش موجود در آب و خاك را توسط بذرها، ريشه چه و ساقه چه جذب كرده و از بين مي روند. به طور مشابه علف هاي هرز جوان با جذب علف كش از طريق ريشه ها، برگ ها و ساقه ها جذب مي شوند. نظر به اين كه، مواد شيميايي بايستي در دسترس علف هاي هرز قرارداشته و آماده جذب توسط علف هاي هرز باشند تا خواص علف كشي را اعمال نمايند. آبياري صحيح در تشكيل لايه هاي شيميايي شده خاك در زمان كاملا مطمعن براي جذب توسط علف هاي هرز لازم است. عمق آب شاليزار بايستي در زمان مصرف علف كش ها در حد معيني حفظ گردد و اين عمق آب بايستي در مدت زمان معيني برقرار باشد (7 – 5 روز ). به طور عادي حداقل يك هفته پس از مصرف مواد شيميايي بايستي عمق آب حفظ شده باشد. از تخليه آب يا سرريز شدن آن بايستي جلوگيري به عمل آيد. 2 – مقدار علف كش مورد نياز نسبت به ظرفيت تبادل كاتيوني خاك مقاديرعلف كش اصولا به ظرفيت تبادلي خاك بستگي دارد. در صورتي كه مقدار رس و كربن آلي خاك افزايش يابد، به دليل اتصال شيميايي تركيب علف كش با ذرات خاك، مقدار مصرف آن نيز افزايش خواهد يافت. تأثير ماهيت خاك در شرايط باتلاقي كم تر از ديم است. برعكس مصرف علف كش با كاهش مواد آلي خاك، تقليل خواهد يافت. 2 – علف هاي هرز در مرحله آغاز رشد به علف كش ها حساسيت دارند مصرف علف كش پيش از جوانه زني كاربرد بيش تري دارد. زيرا در اين دوره به مواد شيميايي حسايت بيش تري وجود دارد. در صورتي كه نشاء هاي علف هاي هرز در حالت علف هاي گرامينه و خانواده اورياسلام دوبرگي باشند، علف كش اثر نخواهد داشت. هنگامي كه علف هاي هرز پس از رويش ازبين مي روند، كاهش محصول تحت تأثير علف هاي هرز به حداقل مي رسد. 4 – درجه حرارت بالا مقدار مصرف علف كش ها را كاهش مي دهد تحت درجه حرارت بالا، اثر علف كش ها به دليل افزايش جذب توسط گياه شتاب مي گيرد. دراين موقع، مقدار زيادي از علف كش عمل نكرده در خاك باقي مي ماند. در شرايط آب و هوايي گرمسيري، كه درجه حرارت بالاست و علف هاي هرز به طور عادي رشد ميكنند، مقدار مصرف علف كش ها خيلي كم تر از مناطق سرد مي باشد. بنابراين، در آب و هواي سرد، جذب، انتقال و واكنش شيميايي علف كش ها در گياه كم تر است و مقدار مصرف مورد نياز بيش تر مي باشد. براي مثال، در نواحي معتدل ژاپن، درجه تأثير بنتيوكارپ 2 كيلوگرم برهكتار بوده، ولي در نقاط گرمسير هندوستان 5/1 كيلوگرم برهكتار براي كنترل علف هاي هرز مزارع برنج كافي است. 5 – آبياري عميق به نشاء هاي برنج آسيب مي رساند آب عميق در زمان مصرف علف كش، حتي اگر نشاء برنج سالم باشد، باعث گياه سوزي خواهد شد و اگر گياه درآب غوطه ور باشد بدتر است. اگر در زمان مصرف علف كش، عمق آب زياد باشد، نشاء هاي بلند و نازك يا جوان و ضعيف به علف كش ها حساسيت خواهند داشت. عمق زياد آب جلوي رشد برنج را مي گيرد و ميزان تحمل آن را به علف كش ها كاهش مي دهد. اين است كه چرا آب بايستي در عمق درستي نگهداشته شود و برگ هاي برنج در بيرون سطح آب قرار داشته باشند و لايه سطحي خاك از آب پوشيده باشد. نشاء هاي ضعيف به خسارت علف كش ها حساس هستند: نشاء هاي خيلي جوان ( مرحله 3 – 2 برگي)، و بلند و باريك يا ضعيف در مقابل علف كش ها خيلي حساسند. جنين نشاء هايي برسطح آب شناور هستند. هنگامي كه سطح آب در اثر تخليه پائين بيايد، برگ هاي چنين نشاء هايي سقوط كرده و آسيب مي بينند. 6 – عمق كم نشاء كاري به گياه برنج آسيب مي رساند هنگامي كه نشاء هاي برنج بيش از اندازه سطحي و كم عمق ( كم تر از 2 سانتي متر) نشاء كاري شوند، ريشه هاي برنج در لايه خاك آميخته با علف كش قرار گرفته و نشاء برنج به طور فعالي مواد شيميايي را جذب مي كند. اين عمل تأثير معكوسي در رشد برنج دارد. بنابراين، عمق نشاء كاري بايستي حدود 5 سانتي متر براي مواردي كه علف كش مصرف مي شود، در نظر گرفته شود. 7 – علف كش بايستي به طور يكنواخت پاشيده شود علف كش هاي گرانول يا دانه اي شكل بايستي در سطح مزرعه به طور يكنواخت پاشيده شوند. كپه اي پاشيدن آن بي نتيجه خواهد بود. همچنين، مقدار پائين تر از توصيه شده، علف هاي هرز را ريشه كن نخواهد كرد. مصرف روي هم باعث مسموميت گياه مي شود. 8 – آماده كردن صحيح زمين ضروري است زمين بايستي به درستي شخم خورده و تسطيح شده باشد. سطح خاك، صاف، مسطح و بدون كلوخه بوده، تا عمق آب به طور يكسان قابل تنظيم شده و حفظ شود. در صورتي كه بعضي از قسمت هاي سطح خاك از سطح آب خارج باشد، به اين دليل كه مواد شيميايي در آن نقاط و وجود نخواهد داشت، تأثير علف كم خواهد شد. 9 – تخليه آب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 20:54 توسط فردوس عادلی مسبب |
|
|
علف هاي هرز مزارع برنج علف هاي هرز گياهان ناخواسته و نامطلوبي هستند كه در استفاده از منابع آب و خاك براي انسان مزاحمت ايجاد مي كنند. تعداد زيادي از اين گونه هاي گياهي نامطلوب در مزارع برنج رويش دارند كه ميزان محصول را هم از نظر اقتصادي و هم از نظر بيولوژيكي به طور چشمگيري كاهش مي دهند. علف هاي هرز در مزارع از نظر نيازهاي رشدي مانند بهره گيري از نور خورشيد، مواد معدني، آب و فضا با برنج به رقابت مي پردازند. علف هاي هرز با جذب بخش عمده اي از مواد غذايي خاب در نيازهاي رشدي گياه زراعي محدوديت ايجاد مي كنند. گياهان زراعي در رقابت با آن ها به خاطر ازدست دادن ذخاير غذايي خود كه به روند رشدي آن ها كمك مي كنند، به طور معني داري خسارت مي بينند. سازگاري فراوان علف هاي هرز به علت نقش پذيري فنوتايپي وسيع شان، هم در خاك هاي فقير و هم مرغوب از قدرت سازگاري بالايي برخوردارند. سازگان ريشه اي عميقشان در جذب مقادير زيادي از مواد غذايي و آب در حجم بزرگي از خاك به آن ها كمك مي كنند. اختصاصاتي مانند درجه فتوسنتزي بالا، جذب آب كافي و مواد غذايي لازم باعث مي شود تا در رقابت با گياه زراعي در موقعيت برتري قرار گيرند. رقابت شديد مواد غذايي يكي از عوامل محدود كننده اوليه اي در برنج هاي باتلاقي است. تخمين زده مي شود كه براي توليد يك تن بيوماس برنج، به جذب حدود 8 كيلوگرم N، 5/1 كيلوگرم P2O5 و 10 كيلوگرم K2O از خاك نياز است. رشد شديد علف هاي هرزدر مرحله اوليه رشد گياه زراعي به دليل نقصان مواد غذايي خاك، پنجه زني گياه برنج را كاهش مي دهند. تنش آب در مزارع آبياري باراني يك مشكل اساسي است. خصوصياتي مانند رشد سريع، تحمل وتنش آبي علف هاي هرز به آن ها كمك مي كند تا سازگاري غالب داشته باشند. بعضي از علف هاي هرز ممكن است با توليد تركيبات شيميايي آللوپاتي از راه ريشه يا با تجزيه بافت هاي گياه، در رشد برنج تأثير معكوس داشته باشند. بيش تر علف هاي هرز پناهگاه و محل هاي تكثير حشرات و ميكروب ها بوده و تأثير منفي در ميزان محصول دارند. رقابت شديد برنج هاي محلي با علف هاي هرز گياهان زراعي و علف هاي هرز در استفاده از مواد غذايي خاك، آب، نور خورشيد و اكسيژن هوا با هم به رقابت مي پردازند. رقابت آن ها هنگامي آغاز مي شود كه گياه زراعي و علف هاي هرز در محيط بسته و درمجاورت همديگر برويند و هنگامي كه فراهم كردن هر عامل ضروري رشد مورد نياز آن پائين بيايد و بتواند چيرگي زيستگاهي گياه زراعي را متوقف سازد و توانايي باززايشي گياه برنج را كاهش دهد. كولتيوارهاي برنج هاي محلي نيتروژن و مواد غذايي ديگر را به مقدار زياد از خاك جذب مي كنند. سازگان ريشه اي آن ها توسعه يافته، در حجم بيش تري از خاك پخش شده و براي دست رسي به مواد غذايي با علف هاي هرز رقابت مي كنند. ميزان جذب بالاي مواد نيتروژني در مراحل اوليه رشد يكي از مهم ترين علائم مشخصه كولتيوارهاي محلي قابل رقابت با مزاحمت علف هاي هرز است. ولي، كولتيوارهاي جديدي كه داراي برگ هاي راست عمودي مي باشند، به نور دست رسي پيدا مي كنند و در جذب كودهاي نيتروژني بيش تري نسبت به كولتيوارهاي قدبلند محلي از خود نشان مي دهند. سازگاري كولتيوارهاي قد كوتاه و افزايش مصرف كود عموما به افزايش رشد علف هاي هرز منجر مي گردد. بنابراين، كاهش چشمگير ميزان محصول كولتيوارهاي اصلاح شده حاصل رقابت با علف هاي هرز است. خاك محل نگهداري بذور علف هاي هرز مزارع برنج ذخيرگاه مناسب و سازگار بذر علف هاي هرز است. حفاظت حدود 800 ميليون بذر علف هرز در خاك يك هكتار زمين تا عمق 15 سانتي متر تخمين زده شده است. اين بذرها جوانه مي زنند، رشد مي كنند و در طي چندين مرحله رقابت با برنج به دوره زندگي خود را كامل مي كنند. در حدود 350 گونه علف هرز مزارع برنج را آلوده كرده اند، و در ميان آن ها 18 گونه زيانبار شناخته شده است كه شامل تعدادي علف هاي هرز چمني، اورياسلام و برگ پهن هستند. عرصه هاي رقابت علف هاي هرز با برنج نوع رقابت بين برنج و علف هرز براي رويش ذخاير، اولا به ماهيت علف هرز و تراكم آن بستگي دارد. علف هاي هرز چمني برسر آب و مواد غذايي معدني خاك با هم رقابت مي كنند. آن ها داراي سازگان ريشه هاي موئين فراوانند. دوما رقابت براي دريافت نور دراين حالت اهميت دارد.به طور مشابه، اورياسلام در رقابت بر سر جذب مواد غذايي خيلي سر سخت است. ريشه هاي اورياسلام در منطقه غذايي سطح خاك غلبه يافته و مانع جريان مواد غذايي به ريشه گياه زراعي مي شود. علاوه براين، بعضي از گونه هاي اورياسلام مواد شيميايي ترشح مي كنند كه مانع رشد گياه زراعي است. به علت دارا بودن برگ هاي نازك رقابت آن براي نور مردود است. علف هاي هرز برگ پهن، با ريشه هاي عميق، مواد غذايي لايه هاي زيرين خاك را جذب مي كند، ولي ريشه هاي برنج سطحي بوده و قدرت رقابت پذيري بيش تري نسبت به علف هاي هرز برگ پهن دارد. علاوه براين، برگ پهن ها به دليل سطح برگ بزرگ تر و ضخامت پهنك بيش تر، سطح برنج را پوشش داده و بر روي آن سايه بان زده و مانع رسيدن نور كافي به برگ برنج مي شوند. در نتيجه، در سنتز تركيبات غذايي دانه برنج تأثير معكوسي برجاي مي گذارند. استعداد تنكارشناختي شديد علف هاي هرز درطبيعت، مسير فتوسنتزي C4 سازگان مستعدي براي جذب انيدريد كربنيك هوا و تثبيت آن در برگ است. علف هاي هرز C4 عبارتند از: جنس تاج خروس ( Amaranthus spp.)، پنجه مرغي ( Cynodon doctylon)، اورياسلام ( Cyperus rotundus)، علف خرچنگ يا مرغ ( Digitaria spp.)، سوروف ( Echinochloa spp). علف هاي هرز C4 داراي استعداد مصرف آب و نيتروژن زياد بوده و در شرايط ديم همراه با نور خورشيد قدرت رقابت بيش تري دارند. گياه برنج داراي مسير C3 بوده و در رقابت با علف هاي هرز C4 دچار محدوديت مي گردند. علف هاي هرز C4 در شرايط غوطه ور نيز كه فتوسنتز آن ها بر طبق مسير كلوين انجام مي شود، ممكن است غالب گردند. علف هاي هرز C3 كه معمولا در مزارع برنج باتلاقي يافت مي شوند، عبارتند از: اورياسلام ( Cyperus diformis)، برنج هرز ( Oriza barthii)، Ipomoea aquatcas, Monochoria Vaginalis, Sphenoclea zeylanica, Eichormia crassipes, Fimbristylis milliaceae . هريك تن دانه برنج با كلش حدود 16 كيلوگرم نيتروژن، 3 كيلوگرم فسفر و 17 كيلوگرم پتاس را از خاك خارج مي سازد. اگرچه علف هاي هرز C3 2 تا 3 برابر بيش تر اين مواد غذايي را از محيط اطراف ريشه برنج جذب نموده و در رشد گياه زراعي تأثير مي گذارند. مرحله رقابت علف هاي هرز رقابت علف هاي هرز بحراني ترين دوره مراحل رشد اوليه گياه برنج است. بنابراين، كنترل آن ها در اين مرحله براي افزايش ميزان محصول برنج اهميت فراواني دارد. به طوري كه وجين اول برنج در يك سوم دوره رشد برنج، از آن حفاظت به عمل مي آورد. ارزش اجتماعي |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 20:53 توسط فردوس عادلی مسبب |
|
|
كشت بافت خربزه تركيب محيط هاي غذايي ( mg/l ) مورد استفاده در كشت بافت خربزه: شماره 1: محيط كشت پروتوپلاست، شماره 2: محيط كشت جمع آوري ياخته هاي حاصل از پروتوپلاست، شماره 3: محيط كشت گياه زايي ياخته ها، شماره 4: محيط كشت رشد پينه ( كالوس ) و تشكيل جوانه هاي مناسب، شماره 5: محيط كشت براي واكشت پينه اندام زايي با چندين برابر نوشاخه هاي خوب تكامل يافته، شماره 6: محيط كشت براي ريشه زايي گياهچه، شماره 7: محيط كشت براي جوانه زني بذور خربزه در شرايط ضد عفوني.
|